تبليغاتX
.

سه شنبه هفدهم شهریور 1388

یادداشت های سفر به لبنان - سوریه - برزیل

سفر به برزیل

اشاره : سفر به برزیل در راستای برنامه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور بالابردن آگاهی و شناخت روزنامه نگاران با رسانه های خارجی و با همکاری وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران انجام شد. هیات رسانه ای ایران در این سفر عبارت بودند از آقایان :  مجید امامی ( استاد دانشگاه و محقق )- ملک محمد ( دبیر اجتماعی ماهنامه مجله سپیده دانایی ) -مهدی عزیزی (  قدسنا)- شفیعی سروستانی ( مدیرمسوول و صاحب امنتیار ماهنامه موعود )-امیر فکری ( مستند ساز تلویزیون ) علیرضا میریوسفی رئیس اداره اطلاع رسانی وزارت خارجه - مجید ساعی (معاون پژوهشی تحقیقات رسانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی )-  قمری وفا ( سردبیر روزنامه ایران )

برزیل :

جمهوری فدراتیو برزیل بزرگ‌ترین و پر‌جمعیت‌ترین کشور آمریکای جنوبی است. پایتخت آن برازیلیا و زبان رسمی آن پرتغالی است.برزیل که منطقه وسیعی را بین مرکز آمریکای جنوبی و اقیانوس اطلس در بر می‌گیرد، شرقی‌ترین کشور قاره آمریکاست و با کشورهای اروگوئه، آرژانتین، پاراگوئه، بولیوی، پرو، کلمبیا، ونزوئلا، گویان، سورینام و گویان فرانسه هم‌مرز است. در حقیقت، برزیل به جز اکوادور و شیلی با تمامی دیگر کشورهای آمریکای جنوبی مرز مشترک دارد.برزیل دارای زمین‌های کشاورزی گسترده و جنگل‌های استوایی است. و با داشتن منابع طبیعی گسترده و نیروی کاری غنی قدرتمندترین اقتصاد آمریکای جنوبی به شمار می رود.برزیل مستعمره پرتغال بود و این کشور تنها کشور قاره آمریکاست که مردم آن به زبان پرتغالی سخن می‌گویند. برزیل کشوری چندملتی است و جمعیت آن متشکل از نژادهای اروپایی، سرخ‌پوستان آمریکا، آفریقائیان و نیز آسیائیان است. مذهب اصلی این کشور کاتولیک کلیسای روم است.

لبنان -۱۳۸۷

 

ساعت 17 روز چهارشنبه 11ژولاي 2007 برابر با 20تيرماه 1386 بود که از فرودگاه مهرآباد با هواپيماي ارباس جمهوري اسلامي ايران ، تهران را به مقصد بيروت ترک کردم . هواپيما ساعت 40/19 با پرواز بر فراز درياي مديترانه در فرودگاه بيروت فرود آمد.
براساس اطلاعات قبلي که از چند تن از روزنامه نگاران عرب مقيم ايران , و دوستانم در سوريه به دست آورده بودم  يکي از هتلهاي بيروت را به عنوان محل اقامت تعيين کردم وبه سمت يکي از هتلهايي که گفته مي شد هزينه يک روز آن به 50دلار مي رسد حرکت کردم . متاسفانه با وجود فصل تابستان و نيز هزينه بالاي برخي از هتلها و نيز مدت اقامت ُ یافتن  هتل مناسب براي اقامت سخت بود.
 هتلهاي خيابان "‌الحمراء " که گفته مي شد از قيمت مناسبي برخوردار است از پيش رزو شده بود و برخي نيز مثل " هتل ماريوت "‌به 150دلار براي يک شب مي رسيد. اين هزينه به غير از هزينه غذاي روزانه محاسبه مي شد. به هرحال براي به دست آوردن اطلاعات بيشتر و يافتن محلي مناسب براي اقامت از سمت هتل ماريوت  به سمت بيمارستان "‌الزهراء "  روانه شدم . ساعت 20/20 شب بود و خيابان هاي بيروت خلوت !  تنها مي شد از عابر رهگذري که روبروي بيمارستان الزهراء‌ به سمت هتل  ماريوت قدم مي زد سوال کرد ؟  از من پرسيد که از کجا امده ام ؟ پاسخ دادم : ايران .
او همان ابتدا به من گفت : فکر نمي کنم در اين وقت شب هتل مناسبي را پيدا کنيد  و به هرحال اگر خواستيد مي توانيد به منزل من بياييد .  پس از اصرار وي قبول کردم که فقط آن شب را به منزل وي بروم .
ناصر ، اين مرد رهگذر گفت که  منزل من همين نزديکي روبروي بيمارستان الزهرا است . من تنها زندگي مي کنم . من و  ناصر  به سمت منزل وي که اندکي از هتل ماريوت فاصله داشت حرکت کرديم محله حاشيه نشيني بود. فکر نمي کردم در مرکز بيروت و در کنار درياي مديترانه چنين منطقه فقيرنشيني وجود داشته باشد . از کنار کوچه هاي تنگ و تاريک محله ناصر عبور کرديم تا در طبقه دوم يک ساختمان نيمه کاره به منزل او رسيديم. راستش را بخواهيد ُ تصور چنين جايي را نمي کردم . اما مهرباني ناصر و دکتر شهاب که روز بعد  با او آشنا شدم تصوير زيبايي برايم ساخت.راستش را بخواهيد اول خيلي ترسيده بودم . مخصوصا زماني که وارد اين محله هاي تاريک و بدون چراغ برق شديم . اما احساسي به من مي گفت که نگران نباشم . شخصي را که من ديدم کاملا اتفاقي با او آشنا شده بودم . بنابراين زياد دليلي براي ترسيدن وجود نداشت .به اين فکر مي کردم که شايد او عضو  نيروهاي جعجع يا سنیوره باشد  و آن وقت معلوم نيست که چه خواهد شد . به هرحال وارد  خانه نيمه کاره ناصر شديم . منزل خود ناصر هم نبود. ماهيانه 130دلار اجاره پرداخت مي کرد. از کولر و آب گرم و فرش و .. خبري نبود . پوسترهاي حسن نصرالله ، و اميل لحود و نبيه بري روی دیوار به چشم می خورد ُ آن طرف هم تصاوير چند خواننده لبناني با چسبهاي بزرگي چسبانده شده بود.کمي از شب گذشته بود . تقريبا ساعت 9شده بود.  ناصر کمي از ماهي هاي پخته شده داخل يخچال را بيرون آْورد و به من تعارف کرد.  گفت که اين ماهي ها را خواهرش از سوريه براي وي فرستاده است. به هر حال شام آن شب را  با ماهي رود فرات به سر برديم .  ناصر هم مانند بيشتر لبناني ها خبرهاي خود را از تلويزيون المنار يا نيو تي وي وابسته به ميشل عون مي گرفت . مي گفت که به تلويزيون هاي ديگر زياد اعتماد ندارد .

**
 ساعت 10 شب بود که همراه ناصر به بيرون رفتيم . ناصر مي گفت که مي خواهم پارک کوچکي را به تو نشان دهم که با همکاري   ايران ساخته شده است. پارک کوچکي که زير يک پل ساخته شده بود .   گوشه اي از پارک چند جوان 20تا 22ساله نشسته و برخي هم مشغول صحبت کردن بودند . ناصر مثل اينکه همه آنها را مي شناخت. به آنها گفت : "شباب "( جوان ها ) ! اين يک خبرنگار ايراني است . همه از جاي خود بلند شدند و با من دست دادند. 
آنها استقبال خوبي از من کردند . صلاح جوان 20ساله اي که با من صحبت مي کرد روي دستش خالکوبي کرده بود .  پرسيدم که روي دستش چه چيز را خالکوبي کرده است ؟ گفت :  مي بينيد که ؟ پرسيدم مي خواهم مطمئن شوم که اين جمله  "‌يا علي است " . گفت : بله . يکي ديگر از دوستان صلاح گفت : لبنان فقط کشور نانسي و شاعرهاي عرب نيست لبنان  مردان بزرگ را هم در خود جاي داده است .صلاح که کمي بيش از ديگران به تاريخ و ادبيات عرب آشنا بود گفت : امروز شرافت عربي را بايد در لبنان و فلسطين جست و جو کرد و نه در ميان خيمه هاي و شعر جاهليت !
صلاح همين طور که تند و سريع صحبت مي کرد ادامه داد : شرافت عرب به شعر و ادبيات و دستار عربي نيست ! شرافت عرب به مردانگي و ايستادگي اوست . وقت زيادي نداشتم که بيشتر با صلاح و دوستانش گفت وگو کنم . راستش خسته بودم و نشستي که قرار بود من در آن شرکت کنم فردا صبح زود برگزار مي شد. ناچار با صلاح و دوستان خوب او خداحافظي کرديم . به موازات ساحل درياي آبي مديترانه به سمت خانه ناصر به راه افتاديم . ارامش درياري مديترانه را مي شد به خوبي احساس کرد . آرامش در چشمان آبي مديترانه لبنان برق مي زد . مديترانه اي که ديگر نگران حمله نيست . مديترانه اي که لبنان مقاومت را تجربه  کرده است . و آرام در بستر نور ماه آرميده است. يک آبي آرام در روشنايي اميد به فردا در کنار ساحل آرام گرفته است. ساحلي که نگران چکمه هاي آلوده اشغالگران نيست .
موج هايي که غرور شرافت و عزت را مي شد در آبي آن احساس نمود . و شن هاي ساحلي که در زير نور مهتاب ُ کرامت عربي و اسلامی را در آغوش گرفته بودند و با صداي قدمهاي خودي آرامش را مي ربودند. تا پاسی از شب را به همراه ناصر در کنار امواج آبی نگران مدیترانه گذراندیم و سپس به خانه او رفتیم. ناصر از من خواست تا در اتاق او و روی تخت بخوابم .. خود او روی زمین خوابید ..  ساعت ۱۰ صبح بود که گرمای شرجی ساحل من را از خواب بیدار کرد ... خبری از ناصر نبود حدود ۱۰ دقیقه ای طول کشید که ناگهان صدای پای او را شنیدم ...

نوشته شده توسط مهدي عزيزي دستگردي در 17:23 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه نوزدهم خرداد 1387

 
سرباز آمریکایی

 مترجم : مهدی عزیزی

 بازنگری     : مانا رستمی
قیمت پشت جلد :۱۵۰۰۰ریال

 

مشخصات کتاب
  • تعداد صفحه: 92
  • نشر: سیاست (16 بهمن، 1384)
  • شابک: 964-7486-11-1
  • قطع کتاب: رقعی
  • وزن: 350 گرم

سرباز آمریکایی: خاطرات ژنرال تامی فرانکس

 

نوشته شده توسط مهدي عزيزي دستگردي در 10:35 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم بهمن 1386

خديجه بن قنه مجري شبكه الجزيره

 


  چندي پيش گروهاز خبرنگاران  شبكه  تلويزيوني الجزيره براي تهيه برنامه اي به نام "دريچه اي به ايران "‌  ( عين علي ايران )  به تهران سفر كردند .زماني كه متوجه شدم " خديجه بن قنه " مجري معروف الجزيره نيز اين گروه را همراهي مي كند ،‌فرصت را مناسب ديدم تا با معروف ترين مجري شبكه تلويزيوني عرب كه  چند سالي است با حجاب كامل  جلوي دوربين الجزيره  ظاهر مي شود گفت وگويي انجام دهم . اهميت اين گفت وگو از آنجايي بود كه مي شد در آن با روند گرايش  هنرپيشه ها  و زنان معروف عربي به حجاب آشنا شد . بويژه اينكه در سالهاي اخير اين روند سرعت بيشتري به خود گرفت و بسياري اززنان هنرپيشه مصري  حجاب را انتخاب كردند . در اين ميان سهم الجزيره بيش از شبكه هاي ديگر بود كه هم اكنون چند مجري اين شبكه با حجاب كامل جلوي دوربين ظاهر مي شوند.اين در حالي است كه حضور " بن قنه "  و حجاب وي در شبكه تلويزيوني الجزيره به عنوان يكي از پرمخاطب ترين رسانه هاي عرب جهان اهميت زيادي پيدا كرد و مجله آمريكايي فوركس سال گذشته بن قنه را به عنوان يكي از 10 شخصيت برتر زن عرب  معرفي كرد.اين در حالي است كه بيشتر كانال هاي ماهواره اي عرب با حجاب مخالفت مي كنند و به گفته خود بن قنه زنان محجبه تنها مي توانند در پشت دوربين فعاليت كنند و از حضور زنان محجبه در جلوي دوربين جلوگيري مي شود.
" خديجه بن قنه"   اگر چه يك مجري تلويزيوني  حرفه اي است  كه در پرمخاطب ترين  رسانه جهان عرب يعني شبكه تلويزيوني الجزيره  فعاليت مي كند اما  بيشتر شهرت وي به خاطر انتخاب حجاب است. ‌  وي  يك روز پيش از عيد فطر سال 1382 ،  تصميم گرفت تا  حجاب را به عنوان پوشش خود برگزيند و زماني كه وي با حجاب كامل بر صفحه تلويزيون ظاهر شد، با استقبال بسياري از شهروندان و مخاطبان عرب مواجه شد و اگر چه به گفته خود بن قنه بودند كساني كه از اين اقدام وي چندان خوشحال بنظر نمي رسيدند. ...... خديجه بن قنه كه  اهل الجزاير است مي گويد :" من براي انتخاب حجاب چند سالي مردد بودم تا اينكه سرانجام موفق شدن اين انتخاب را عملي كنم  ."به دنبال آن با چند نفر از روحانيون منطقه مشورت نمودم و آنها مرا تشويق نمودند كه حجاب را به عنوان پوشش انتخاب  كنم ، اما زماني كه نظر جاسم العلي (مدير سابق الجزيره) را جويا شدم، او اظهار داشت پوشش لباس يك <مسأله شخصي> است و شما كاملا‌ً آزاد هستيد درباره نوع آن تصميم گيري كنيد.
او در جايي گفته بود كه سرانجام  < شيطان را شكست دادم> و حجاب را انتخاب كردم. ‌  وي در اين
گفت وگو گفت : در نخستين روز با حجاب شدن من  1400 نامه الكترونيكي به دستم رسيد كه از اين كار ابراز خرسندي شده بود......... با حجاب شدن خديجه بن قنه بازتاب بسيار وسيعي درسطحجهان داشته است. خبرگزارريآسوشيتد پرس خبرگزاري بي بي سي و اكثر روزنامه هاي دنياي عرب اين خبر را پوشش داده اند و عكسهايي از وي را، قبل و بعد از با حجاب شدن منتشر كرده اند.يك شبكه  عربي نيز  با همكاري يك موسسه  بحريني سرودي را ساخت و به خديجه بن قنه تقديم كرد. ‌..پيش از بن قنه  خانم دكتر الهام بدر كه مجري شبكه الجزيره بود اين كار را انجام داد.زماني كه از بن قنه پرسيدم كه آيا براي انتخاب حجاب اجباري داشته است  به شدت اين مساله را  رد كرد و گفت اين خود من بودم كه احساس كردم بايد حجاب را انتخاب كنم و حتي ديگران نيز مرا به اين كار مجبور نكردند. زماني كه از وي پرسيدم چرا حجاب را  انتخاب كرديد گفت : بايد از من بپرسيد چرا حجاب را انتخاب نكرده بودم ؟  وي  حتي گفت كه اين كار را به خاطر شهرت انجام نداده است .
متن اين گفت وگو در ذيل مي آيد : ‌ 
* مجله آمريكايي فوركس  شما را در رديف 10 زن برتر جهان عرب قرار داد ؟ دليل اين انتخاب چيست ؟ آيا اين مساله به كاركرد شمادر كار خبر بازمي گردد؟
--  خوب كمي هم به كار حرفه اي من در الجزيره برمي گردد . اما واقعيت را بخواهيد دليل عمده آن محجبه بودن من بود چراكه  اين مجله در  مقاله خود  نوشته بود"خديجه بن قنهِ رابط پوشش اسلا‌مي در رسانه ها" زيرا همانطور كه مي دانيم رسانه هاي گروهي عربي و بويژه تلويزيون اغلب به زنان اجازه نمي دهند كه با حجاب در مقابل دوربين تلويزيون ظاهر شوند .من چند سال براي اين انتخاب ترديد داشتم و سرانجام تصميم گرفتم كه حجاب را انتخاب كنم و با آقاي جاسم العلي مدير سابق الجزيره نيز اين مساله را در جريان گذاشتم . وي به من گفت كه اين مساله شخصي است و ما در آن دخالت نمي كنيم .
*  چرا حجاب را انتخاب كرديد و به عبارتي چه عامل و انگيزه اي شما را براي اين انتخاب تشويق كرد ؟
- بهتر است بپرسيد كه چرا من پيشتر حجاب را انتخاب نكرده بودم ؟ الا‌ن احساس مي كنم  كه تنها تكليف  خود را انجام داده ام و اين انتخاب نيازي به دليل ندارد. من احساس مي كنم كه حجاب زيبايي است و از سويي ديگر يك واجب ديني است . من فكر مي كنم كه يك زن براي پوشيدن حجاب نيازي به دليل ندارد زيرا حجاب يك تكليف است و اگر كسي حجاب نداشته باشد بايد از او سؤال كرد كه چرا حجاب ندارد؟
 واكنش ديگران  خانواده و دوستان و همكاران و مسئولين شبكه الجزيره  در برابر اين انتخاب شما چكونه بود ؟
- راستش را بخواهيد قبل از پوشيدن حجاب به اين مساله زياد فكر مي كردم و برخي وقت ها نوع واكنش ها كمي مرا با ترديد دچار مي كرد اما  زماني كه براي اولين بار در يك برنامه مذهبي شبكه الجزيره با  حجاب كامل ظاهر شدم پس از آن تلفن هاي زيادي به من و نيز الجزيره شد كه نشان دهنده خوشحالي و رضايت  مردم بود . ‌زمانيكه حجابم را پوشيدم از واكنش مردم شگفت زده شدم چون نامه هاي زيادي از طريق فاكس و ايميل مي فرستادند و به من تبريك مي گفتند و حتي بسياري از روزنامه هاي غربي از جمله لوفيگارو ، لوموند،( فرانسه )  فايننشال تايمز و حتي روزنامه هاي هندي و ژاپني اين موضوع را انعكاس دادند..
* پس از انتخاب حجاب با مشكلي مواجه نشديد ؟ ‌يا بهتر بگويم  در برنامه شما و ادامه همكاري با الجزيره اختلا‌لي ايجاد نشد  ؟
هيچ دليل منطقي براي ممانعت از حضور زنان محجبه در تلويزيون وجود ندارد زيرا در جوامع عربي بيش از نيمي از زنان محجبه هستند و بايد بگويم براي الجزيره پوشش، رنگ و ظاهر مهم نيست بلكه مهم تجربه كاري فرد است
* اما آنطور كه خودتان هم گفته بوديد برخي  از كانال هاي تلويزيوني عرب به زنان محجبه اجازه حضور در جلوي دوربين را نمي دهند ؟
- متاسفانه اينگونه است و برخي از زنان به عنوان يك كالا‌ و براي آگهي استفاده مي كنند اما اين مساله درباره الجزيره مصداق ندارد . آنها مشكلي با حجاب من نداشتند هرچند برخي از همكاران من زياد احساس رضايت نمي كردند كه البته براي من تنها رضايت خداوند مهم است .
* الا‌ن چه احساسي داريد ؟  ‌ 
احساس رضايت دارم اما اين مسئله در ابتدا خالي از دشواري و سختي نبود و من عكس العمل مردم و بينندگان تلويزيون را پيش بيني كرده بودم و اندكي مردد بودم اما در نهايت خودم را راضي كردم و گفتم كه رضايت خداوند تبارك و تعالي بالا‌تر از رضايت مردم است ‌ 
* به عنوان يك سوال حرفه اي و كار رسانه اي آيا گمان مي كنيد كه الجزيره در پوشش اخبار فلسطين موفق بوده است ؟
وجود ماهواره ها كمك بزرگي به مسئله فلسطين كرده است به گونه اي كه يك مورخ فلسطيني مي گويد اگر در سال 1948 ماهواره وجود داشت چنين اتفاقي براي فلسطين نمي افتاد. شبكه الجزيره پس از تأسيس به پوشش اخبار انتفاضه دوم فلسطين و اوضاع فلسطين پرداخت همچنانكه ما يك دفتر اصلي در فلسطين داريم به گونه اي كه الجزيره در ميان اعراب اعتبار ويژه اي پيدا كرده است.
سياست خبري ما اين است كه از اصطلا‌ح شهيد به جاي كشته براي شهداي فلسطيني استفاده مي كنيم و در برنامه هاي خود اين زمينه را فراهم كرده ايم كه هر دو جنبش فلسطيني(فتح و حماس) ديدگاههاي خود را بيان كنند و از هر دو گروه به عنوان مهمان در برنامه هايمان دعوت مي كنيم و سياست خبري ما تنها بي طرفي و صداقت در ارائه خبر است.من از وقتي به خانواده  الجزيره ملحق شدم تا كنون نديدم كه مسئولي به من بگوئيد كه اين مهمان را دعوت كن يا نكن و يا اين مسئله را مطرح كن يا نكن يعني اختيار امر با خبرنگار و يا تهيه كننده است و اين به دليل اطمينان اداره به ماست. ‌ 
ما در زمينه انتقال خبر آزادي زيادي داريم و اين تنها مختص به خبرنگار و تهيه كننده نيست بلكه همه از مدير گفت و گو ها گرفته تا گزارشگر و خبرنگار از آزادي كامل برخورد دارند اما در عين حال اين آزادي حد و مرزي دارد و نبايد از خطوط قرمز ادب و اخلا‌ق تجاوز كنيم
* آيا اين خطوط قرمز به شما براي گفت وگو با مقامهاي اسرائيلي اجازه مي دهد ؟
.زمانيكه به شبكه الجزيره آمد، ديدم كه اين شبكه نخستين شبكه عربي است كه مهمانان اسرائيلي دعوت مي كند ابتدا از اين انديشه پرهيز مي كردم اما بعد فهميدم كه در هر شغلي بايد همه جوانب آنرا رعايت كرد، اگر تنها ديدگاههاي طرف فلسطيني را مطرح كرد  و از انديشه هاي طرف اسرائيلي غافل بمانيم، آگاهي از مسئله فلسطين غير ممكن است و به همين دليل دعوت از مهمانان اسرائيلي نياز ضروري است !! و حتي در جنگ لبنان ما هم مهمان اسرائيلي و هم مهمان فلسطيني داشتيم.ولي به هرحال بايد مراقب بود كه ابزاري براي دشمن تبديل نشود.
سیاست روز نهم بهمن ماه ۱۳۸۶

نوشته شده توسط مهدي عزيزي دستگردي در 15:2 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم بهمن 1386

مدير شبکه الجزيره : قبول دارم تحت فشار هستيم

 

گفت وگو با سياست روز 
مهدي عزيزي _ وضاح خنفر مدير شبکه الجزيره در سال 1968 در جنين در فلسطين متولد شد و در سال 1990از دانشکده مهندسي دانشگاه اردن مدرک کارشناسي دريافت کرد. وي درسال 1997 به عنوان خبرنگار و گزارشگر وارد شبکه خبري الجزيره شد  و به عنوان خبرنگار اين شبکه در آفريقاي جنوبي مشغول بکار شد  و پس از حادثه يازدهم سپتامبر به هند  رفت  و در هنگام سقوط طالبان راهي افغانستان شد و 5 ماه را در آنجا ماند.پس از مدت کوتاهي براي پوشش اخبار جنگ عراق وارد اين کشور شد  و سپس بعد از سقوط بغداد در سال 2003 به جاي محمد جاسم العلي به عنوان مدير شبکه الجزيره به کار خود ادامه داد. زماني که طارق ايوب خبرنگار الجزيره در بمباران دفتر الجزيره در بغداد از سوي نيروهاي آمريکايي کشته شد.ي در سال  2006 به عنوان مديرکل شبکه  الجزيرة  مشغول بکار شد.در دوره اي امیر قطر  در حکمی «وضاح خنفر» مدیرکل شبکه خبری الجزیره را برکنار کرد.  به گفته برخی از منابع برکناری وضاح خنفر به دلیل تسلط اسلامگرایان بر سیاستگذاری شبکه خبری الجزیره است. اما دوباره وي به سمت خود بازگشت .
وي چندي پيش براي تهيه يک برنامه مستقيم درباره ايران به نام "‌عين علي ايران ( دريچه اي به ايران )‌ همراه چند تن از خبرنگاران اين شبکه وارد تهران شد . وي در گفت وگوييکوتاه با روزنامه سياست روز به بررسي برخي مسائل پرداخت :‌خنفر با اشاره به ناکارآمد بودن بيشتر رسانه هاي خبري و شبکه هاي تلويزيوني عرب در بازتاب واقعيت هاي جهان اسلام و مساله فلسطين گفت :‌ به اعتقاد من خلا يک رسانه خبري براي تحليل و بررسي اخبار فلسطين احساس مي شود .وي افزود : تنها  ارسال خبر کافي نيست و به اعتقاد من اخبار و رويدادهاي فلسطين بايد تحليل و بررسي شود. وي ادامه داد : مشکل ما  درباره مساله فلسطين آنست که اين مساله  روزانه  تکرار مي شود و هميشه هم اخبار آن داغ است ولي شايد بيننده از اين جريان مداوم خسته شود و بنابراين نياز است که ما با گفتگوها و تحليل  و بررسي جزئيات موضوع را شکل و رنگ نو دهيم .اخبار اين بخش کوتاه و خلاصه اند ولي خبر بايد عميق و داراي ديدگاه باشد تا بيننده به آن فکر کند و سناريوها و گزينه هاي مختلفي را در ذهن خود آورد .
وي در پاسخ به اين سوال که چرا شبکه الجزيره با مقامهاي اسرائيلي گفت وگو مي کند گفت :‌بايد بگويم که سياست الجزيره بر اساس يک راي و نظر و انديشه و نظر طرف مقابل است .اگر بر اين باور باشيد که اسرائيل دشمن است ،دانستن راي و نگاه اين دشمن  شما را در مواجه با آن قوي تر مي سازد . مشکلي در اين مصاحبه ها نيست و من گمان نمي کنم که  گفتگو با سران اسرائيلي عادي سازي روابط باشد و کسي نيز چنين برداشتي ندارد.وي افزود : اسرائيلي ها نيز ما را مورد انتقاد قرار داده اند  و در جنگ اخير ضد لبنان، اسرائيل به خبرنگاران ما اجازه فعاليت نمي داد .
 -         مشکل ما در جهان عرب و بطور کلي در جهان اسلام آنست که در بيشتر وقت ها تنها  يک راي و ديدگاه غالب وجود دارد که اجازه ظهور به آراء ديگررا  نمي دهد . يعني به عبارتي در بيشتر رسانه هاي عربي يک ديدگاه خاص به بيننده القا مي شود و ديدگاههاي ديگر بيان نمي شود که اين مساله درباره الجزيره متفاوت است و شيوه کار رسانه اي که الجزيره انجام مي دهد  شيوه اي است که به راي موافقين و مخالفين احترام مي گذارد ..... من براين باورم که بدون بازگذاشتن فضا براي گفتگو و بحث ،جوامع هرگز نمي توانند درسطح بالايي از درک و شناخت قرار گيرند  و بسياري از موسسات رسانه اي که با سرمايه گذاري سرمايه گذاران خصوصي  يا با بودجه دولت ها فعاليت مي کنند ،قادر به تعيين سياست خبري خود نخواهند بود .اينجاست که مشکل خود نمايي مي کند و مردم به خبردهندگاني که  خود از خبر نفعي مي برند اعتماد نمي کنند و دوست دارند که اخبار را از جهاتي بگيرند که بي طرفي  را در آن احساس کنند و احساس نکنند که شبکه مورد نظر از پخش فلان خبر سود مي برد.شبکه الجزيره با تمرکز موضوعي ويژه و حفظ توازن و بررسي تمام جوانب موضوع کار مي کند و اين مردم هستند که برداشت مي کنند و قضاوت برعهده مخاطب است . انسان عاقل آنگاه که خبر را مي شناسد مي تواند درست قضاوت  کند و گزينه صحيح را انتخاب نمايد و متاسفانه بيشتر رسانه هاي ما در گذشته از غرب مي آمدند و از شرايط داخل جامعه ما خبر نداشتند .
رسانه ما بايد  وابسته و زيرمجموعه عقل کلي جامعه  و فرهنگ و ويژگيهاي فرهنگي باشد و الجزيره به اين مورد توجه داشت و آنرا رعايت مي کند .
آيا اين عقيده را قبول داريد که برخي جريانها در الجزيره دخالت مي کنند ؟  آيا الجزيره وابسته به صهيونيست هاست ؟
حقيقت اينست که روزي الجزيره را متهم کردند که همپيمان اسرائيل است و روزي ديگر آنرا به همکاري با صدام متهم کردند و هرکه در اخبار الجزيره موردي را بر ضد منافع خود مي ديد الجزيره را متهم مي کرد که همپيمان طرف مقابل است ولي اين درست نيست چرا که الجزيره نهادي سياسي و يا حزب نيست بلکه يک موسسه خدماتي است و کارکنان آن هر يک همچون ديگر مردم به فکر و عقيده يا حزب خاصي گرايش دارند .
* يعني هيچ فشاري يا لابي در الجزيره وجود ندارد ؟
طبيعي است که يک رسانه خبري با برخي فشارها مواجه باشد و اين جز طبيعت کار خبري است و هستند جريانهاي فکري ، وبرخي کشورها  وحتي اقليتهايي که تلاش مي کنند بر الجزيره  فشار وارد کنند که ما به فشارهاي آنها پاسخ نمي دهيم. برخي طرفها نظير گرايشهاي سياسي از کشورهاي مختلف و لابي ها و دولتهاي خارجي بر ما فشار مي آورند  و البته کار رسانه اي مرکز تحمل ثقل اين فشارهاست و ما از آن هراسي نداريم .
ما برنامه هاي سياسي بخصوصي نداريم .برنامه ما سياست رسانه اي متوازن است و متاسفانه به همين دليل رابطه ما با بسياري کشورها برهم خورد و دفاتر ما بسته شد ،چون از حقيقت مي گريختند  و خواهان آن بودند که ما آنگونه که آنها مي طلبيدند اخبار را منتشر کنيم .اين امر بر ما بسيار گران است .دفتر ما در کابل به دست نيروهاي امريکايي بمباران شد و در عراق نيز دفترمان را ويران کردند و اخباري در روزنامه هاي انگليسي منتشر شد که حاکي از قصد  امريکا براي موشکباران مرکز تلويزيون الجزيره در قطر است .ما با هيچکس سر جنگ نداريم .ما موضوعات را همانگونه که هست پخش مي کنيم و اگر الجزيره اخبار ضديت درصدي از مردم عرب با امريکا را پخش کند اين بدان معنا نيست که الجزيره مردم را بر ضد امريکا تحريک کند ولي آنها خواستند اينگونه برداشت کنند .
* عده اي براين باورند که  اقدام الجزيره در پخش نوارهاي بن لادن به زيان اسلام تمام شد ؟ اين اقدام را چگونه توجيه مي کنيد ؟ چرا اين اندازه به بن لادن اجازه داديد تا در شبکه الجزيره حرفهاي خود را بزند ؟ مردم بن لادن را مي ديدند که قرآن مي خواند و بعد تهديد به ترور مي کرد ! تمامي اين نوارها ترجمه شد و به زيان مسلمانان تمام شد ؟
الجزيره بزرگترين رسانه عربي است و بن لادن وقتي نوارهاي ضبط شده خود را براي الجزيره مي فرستاد اين از آنجهت است که مي داند وقتي اين نوار از الجزيره پخش شود تقريبا اکثريت مردم از آن مطلع مي شوند ثانيا اينکه اين بدليل آنست که سياست تحريري الجزيره اين اجازه را مي دهد که مخالفان و شورشيان و اخلالگران و هر کسي که در نظر اکثريت ناهنجار ديده مي شود ديدگاه خود را بيان کند و علل اقدامات خود را شرح دهد ولي اين بدان معنا نيست که ما بخواهيم رفتار اين افراد مثلا بن لادن را تاييد کنيم .
  امااين کاربه زيان مردم منطقه تمام شد ؟ از سويي ديگر اگر شورشيان و تروريستها بخواهند تمامي کاري را که مي کنند و حرفي را که مي زنند درالجزيره پخش کرد مي دانيد چه اتفاقي خواهد افتاد ؟
-   ما تنها موضوعات را به اطلاع مي رسانيم و تصميم گيري را به عهده بينندگان مي گذاريم . ما حتي با اسرائيلي ها نيز مصاحبه داريم و هرگونه رايي را منتشر مي کنيم تا بيننده و خواننده در مسير انواع مختلف قرار گرفته و با عقل خود درست و نادرست را بسنجد و حکم کند و به فکر و موضعي برسد .
* درست مثل اينکه شما بگوييد چند نوع غذاي سمي را به يک انسان بدهيم تا مزه هاي آنرا امتحان کند و بعد خود تصميم بگيرد چه غذايي بخورد؟! گمان نمي کنيد گفت وگو با اسرائيلي ها به آنها اين فرصت را مي دهد تا تبليغ کنند و کشتار خود را توجيه کنند بويژه اينکه  آنها در حالات گفتو گو با الجزيره ژست هاي اخلاقي خوبي گرفته اند ؟
-  درباره بن لادن بايد بگويم امروز تمام شبکه هاي غربي نوارهاي بن لادن را پخش مي کنند ولي ما همراه با آن تحليلهاي مختلف ارائه مي کنيم و تمام شخصيتهاي اسلامي را در بررسي آراء وي مشارکت مي دهيم و همينطور از اسرائيلي ها نيز نظرخواهي مي کنيم .بايد بگويم که سياست الجزيره بر اساس يک راي و نظر و انديشه و نظر طرف مقابل است .اگر بر اين باور باشيد که اسرائيل دشمن است ،دانستن راي و نگاه او به موضوع شما را در مواجه با آن قوي تر مي سازد .
مشکلي در اين مصاحبه ها نيست و من گمان نمي کنم که مصاحبه و گفتگو با سران اسرائيلي عادي سازي روابط باشد و کسي نيز چنين برداشتي ندارد.اسرائيلي ها نيز ما را مورد انتقاد قرار داده و در جنگ اخير بر ضد لبنان، اسرائيل به خبرنگاران ما اجازه فعاليت نمي داد .ما کتابي بنام " راهنماي رفتار رسانه اي حرفه اي " داريم که قواعد حرفه خبر را مشخص کرده و بر اساس آن خبر بايد از منابع مطمئن و مصاحبه ها از جريانهاي مختلف انجام شود .خبر بايد مسولانه پخش شود تا هيچ طايفه اي را برنيانگيزد و مشکلات غيرمسوولانه ايجاد نکند .
* شما براين عقيده ايد که وارد سياست نشده ايد اما برنامه شما به روابط دوحه و رياض آسيب رساند ؟ و به همين خاطربود که العربيه در برابر الجزيره تاسيس شد ؟ ايا با من هم عقيده هستيد؟
حقيقت آنست که پس از الجزيره شبکه هاي بسياري تاسيس شد و برخي حتي بخاطر رقابت با الجزيره تاسيس شده اند و البته رقابت خوب است و البته اين امر روش کار ما را تغيير داد . اما مساله اي که الجزيره را برتري داده اينست که دولت قطر براي اتاق تحريريه اين شبکه احترام قائل است و آنرا وادار نکرده که سخنگوي دولت باشد و بنابراين هيچ مشکلي از سوي دولت قطر نداريم .
* درمورد مساله  فلسطين بايد حقيقت را به عنوان کسي که بيش از 6 سال است اخبار الجزيره و رسانه هاي عرب را پيگري مي کند .سياست تحريري ما آنست که کشته شدگان فلسطيني به دست اسرائيل شهيد ناميده مي شوند و اين تصميم ماست و اصطلاحاتي را با تصميم تحريريه خود انتخاب مي کنيم که متاسفانه برخي بزرگترين روزنامه نگاران بزرگ آنرا رعايت نمي کنند .مشکل درباره مساله فلسطين آنست که اين موضوع موضوعي است که هر روزه تکرار مي شود و هميشه هم اخبار ان داغ است ولي شايد بيننده از اين جريان مداوم خسته شود و بنابراين نياز است که ما با گفتگوها و مصاحبه ها و بررسي جزئيات موضوع را شکل و رنگ نو دهيم .اخبار اين بخش کوتاه و خلاصه اند ولي خبر بايد عميق و داراي ديدگاه باشد تا بيننده به آن فکر کند و سناريوها و گزينه هاي مختلفي را در ذهن خود آورد.

نوشته شده توسط مهدي عزيزي دستگردي در 15:46 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم بهمن 1386

Aljazeera news director

Aljazeera news director: Media shirking duty on Palestinian developments

Aljazeera News Director Waddah khanfar acknowledged that most of Arab media and television channels have proved little efficient to reflect the realities in the world of Islam, not least Palestine."In my opinion, there is a news vacuum regarding the Palestinian issue," he told Qodsna reporter Wednesday."News coverage is not enough. We must also analyze and examine the Palestinian developments," he added.
"The problem is that the Palestinian issue has undergone daily developments. This would make the audience fed up. We must renovate the issue by analysis and examination of the details," he encouraged.Asked why the Aljazeera network keeps ties with the Israeli officials, the director general said that the knowledge about the enemy's opinion would help the Muslim media to consolidate their position."Interviews with Israeli officials never means normalization of ties and I don't think any one would read the interviews as that," he added."Israelis too has criticized us. In the recent war against Lebanon they refused to allow our reporters to operate," he added.Asked about Aljazeera news policies about the Palestinian issue, khanfar said the TV Network has provided its staff with news guidelines, called "professional media attitude manual," the main aim of which to teach the staff to cover news material responsibly."Our editorial policy recognizes the Palestinian dead as martyrs. It is fortunate that many giant media do not observe the idea," he added.

نوشته شده توسط مهدي عزيزي دستگردي در 15:6 |  لینک ثابت   •